به گزارش شهرآرانیوز، فقر در نگاه اسلام تنها نداشتن پول و امکانات مادی نیست؛ بلکه میتواند کرامت انسان، امنیت خانواده و حتی فرصت رشد و شکوفایی استعدادهای افراد را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، در منابع اسلامی مقابله با فقر صرفاً به کمک مقطعی به نیازمند محدود نشده و مجموعهای از آموزههای اخلاقی، عبادی و اجتماعی برای حمایت از محرومان و برقراری عدالت اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از مهمترین ابزارهای اقتصادی اسلام برای مقابله با فقر، زکات است. قرآن کریم در آیه ۶۰ سوره توبه، گروههایی را که میتوانند از زکات بهرهمند شوند مشخص میکند و در میان آنها از فقرا، نیازمندان و بدهکاران نام میبرد. این موضوع نشان میدهد که حمایت اقتصادی از اقشار آسیبپذیر در منطق قرآن صرفاً یک توصیه شخصی نیست، بلکه دارای چارچوب و سازوکار مشخص است.
در این نگاه، ثروت صرفاً متعلق به فرد نیست که نسبت به پیامدهای اجتماعی آن بیتفاوت باشد. انسان برخوردار در برابر جامعه و بهویژه افراد محروم مسئولیت دارد و بخشی از دارایی او باید در مسیر کاهش محرومیت و رفع نیازهای واقعی جامعه قرار گیرد.
در کنار زکات، صدقه و انفاق نیز جایگاه مهمی در فرهنگ اسلامی دارد. البته فقرزدایی در این چارچوب نباید تنها به توزیع پول میان نیازمندان خلاصه شود. کمک به تأمین مسکن، درمان، آموزش، اشتغال و بازگرداندن افراد به چرخه زندگی اقتصادی میتواند از مصادیق حمایت مؤثر از محرومان باشد.
از این منظر، کمک به یک خانواده برای عبور از یک بحران فوری ضروری است، اما اگر این حمایت به توانمندسازی اقتصادی آن خانواده منجر شود، میتواند گامی اساسیتر در مسیر مبارزه با فقر باشد.
توجه قرآن به «غارمین» یا بدهکاران نیز قابل تأمل است. در آیه ۶۰ سوره توبه، بدهکاران در شمار گروههای برخوردار از زکات قرار گرفتهاند. این مسئله نشان میدهد که نگاه اسلامی به فقر، تنها متوجه فردی نیست که درآمد کافی ندارد؛ بلکه شرایطی مانند بدهی نیز میتواند انسان را به وضعیت اقتصادی دشوار بکشاند و جامعه برای حل آن مسئولیت داشته باشد.
یکی از نکات مهم در رویکرد اسلامی، توجه به کرامت انسان است. حمایت از نیازمند نباید به تحقیر، وابستگی دائمی یا تبدیل او به دریافتکننده همیشگی کمکها منجر شود. هدف نهایی باید آن باشد که فرد بتواند دوباره روی پای خود بایستد.
به همین دلیل، در کنار کمکهای فوری، ایجاد فرصت شغلی، آموزش مهارت، حمایت از تولید و کارآفرینی و فراهم کردن امکان مشارکت اقتصادی میتواند با روح فقرزدایی اسلامی سازگارتر باشد.
در نهایت، میتوان گفت اسلام با فقر به عنوان یک واقعیت اجتماعی مواجه میشود، اما آن را وضعیت مطلوب نمیداند. زکات، صدقه، انفاق، حمایت از بدهکاران و مسئولیت اجتماعی ثروتمندان، اجزایی از منظومهای هستند که هدف آن کاهش فاصلههای اقتصادی و جلوگیری از رهاشدن انسانهای نیازمند در جامعه است. بر این اساس، فقرزدایی در نگاه اسلام تنها «کمک به فقیر» نیست؛ بلکه تلاش برای ساختن جامعهای است که در آن هم نیازمند مورد حمایت قرار گیرد و هم زمینه توانمندشدن او برای خروج از چرخه فقر فراهم شود.